على ربانى گلپايگانى

264

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

حساس بوده است ؟ چرا بايد مسلمانان على عليه السّلام را دوست بدارند و او را يارى دهند ؟ يارى او در كجا و به چه منظورى لازم شده است ؟ آيا اين مطلب دليل بر اين نيست كه او پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در موقعيت و جايگاهى قرار دارد ، كه همگان بايد از روى محبت او را يارى كنند ؟ و آيا اين جايگاه چيزى جز رهبرى امت اسلامى مىتواند باشد ؟ بنابراين ، از هر زاويه كه به واقعه و حديث غدير بنگريم ، مسأله‌ى امامت على عليه السّلام را نتيجه مىگيريم . از شواهد ديگرى كه اين مطلب را تأييد مىكند ، احاديثى است كه در مورد تهنيت گفتن مسلمانان به على عليه السّلام پس از پايان يافتن حديث غدير ، به دستور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ولايت على عليه السّلام را به او تبريك مىگفتند . « 1 » آيا اين تشريفات خاص با ولايت به معنى محبت يا نصرت سازگارى و تناسب دارد . يا با امامت و رهبرى مسلمانان به‌عنوان جانشين پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ؟ ! از شواهد ديگر بر اين‌كه مقصود از ولايت در حديث غدير ولايت رهبرى است ، نه مجرد دوستى يا نصرت و يارى ، داستان مربوط به حارث بن نعمان است كه عدّه‌اى از محدّثان و مفسّران نقل كرده‌اند . خلاصه‌ى آن اين است كه پس از آن‌كه خبر واقعه‌ى غدير در سرزمين‌هاى اسلامى منتشر شد ، فردى به نام حارث بن نعمان فهرى از شنيدن آن سخت برآشفت ، و نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : ما را به نماز ، روزه ، زكات ، حج و جهاد دعوت كردى و ما قبول كرديم ، آيا به اين مقدار بسنده نكرده ، و اين جوان را به جانشينى خود برگزيدى ؟ آيا اين كار را به امر خداوند انجام

--> ( 1 ) . علّامه امينى نام شصت تن از راويان حديث تهنيت را نقل كرده است . الغدير : 1 / 272 - 283 .